روشهاي نوين ياددهي
برخي از عوامل كه ميتوانند در امر ياددهي – يادگيري معلم را ياري دهند عبارتند از:
1. حفظ اسامي دانشآموزان
2. تشريح برنامه درسي و چگونگي ارزشيابي درس موردنظر براي دانشآموزان
3. تقسيم نگاه بين تمام فراگيران به هنگام تدريس
4. تقويت حس خودباوري و اعتماد به نفس دانشآموزان
5. مسلط برا امر تدريس
6. انتخاب شيوه تدريس مناسب با هر يك از موضوعات و پرهيز از به كار بردن هرگونه روش تكراري
7. آشنايي با وسايل كمك آموزشي و استفاده از آنها
8. تسلط بر رايانه
9. استفاده از انواع تشويق در حين تدريس
10. داشتن برنامه درسي (طرح درس)
عوامل مانع يادگيري:
1. مشكلات مربوط به زبان و لهجه
2. جالب نبودن بحث براي هر يك از طرفين
3. تسلط اندك در امر پردازش اطلاعات
4. قدرت اندك در امر پردازش اطلاعات
5. خجالتي بودن و حجب و حياي معلم
6. ..... (سرمد، 1379، ص 143)
عوامل موثر در يادگيري
اين عوامل به شرح زير اعلام ميگردد:
1. آمادگي: دانشآموز بايد از لحاظ جسمي، عاطفي و عقلي رشد كرده باشد تا بتواند به خوبي ياد بگيرد.
2. انگيزه و هدف: يادگيري معلوم انگيزههاي متفاوتي است، يكي از اين انگيزهها كه نقش مهمي در جريان يادگيري دارد، ميل و رغبت شاگرد به آموختن است و يكي ديگر از آنها هدف ميباشد. هدف به فعاليت انسان نيرو و جهت ميدهد.
3. تجارب گذشته: آموختهها و تجربههاي گذشته شاگرد «ساخت شناختي»[1]وي را تشكيل ميدهد. آمادگي شاگرد در حد وسيعي تحت تاثير تجارب گذشته اوست. فرد زماني ميتواند مفاهيم و مسائل جديد را درك كند كه مفهوم و مسئله جديد با ساخت شناختي او مرتبط باشد.
4. موقعيت يادگيري و محيط آن: اين عامل هم تاثير بسزايي در امر يادگيري دارد. محيط ممكن است فيزيكي باشد، مانند نور، هوا، تجهيزات و امكانات آموزشي. يا ممكن است عاطفي باشد. رابطه معلم و شاگرد، رابطه شاگردان باهم، رابطه والدين باهم و نگرش والدين و مربيان در زمينهي تربيت فراگيران همگي مي تواند در ميزان يادكيري آنها بسيار موثر باشد.
5. روش تدريس معلم: بدون شك نيروي انساني به ويژه معلم از مهمترين عوامل تشكيلدهندهي محيطهاي آموزشي است و به لحاظ اهميت نگرش و روش تدريس معلم در فرايند فعاليتهاي آموزشي و در نهايت، تاثير آن در روند يادگيري بسيار ضروري و موثر است. اين عامل برتري و رجحان خاصي نسبت به ساير عوامل دارد.
6. رابطه كل و جزء: طرفداران مكتب گشتالت معتقد در كل، اجزاء را در يك طرح و زمينه قرار ميدهند و ارتباط آنها را روشن ميسازد. در جريان تدريس، معلم بايد در حد امكان ابتدا مطالب درسي را به صورت كل مطرح كند و ارتباط اجزاء با كل را مشخص سازد و پس از آن به بررسي و تحليل اجزاء بپردازد.
7. تمرين و تكرار: براي بسياري از دستاندركاران آموزش و پرورش، هنوز اين سوالها مطرح است: تمرين چه نقشي در فرآيند يادگيري دارد؟ آيا پيشرفت يادگيري مستقيماً تابع تكرار است؟ مساعدترين موقعيت براي تمرين كدام است؟ در پاسخ بايد گفت: تاثير تمرين و تكرار در كل فرآيند يادگيري و حيطههاي مختلف آن به ويژه در حيطه رواني – حركتي، انكار ناپذير است (سرمد، 1379، ص 143)
در مجموع ميتوان گفت : كه در يادگيري با معنا سه محور اصلي مدنظر است:
1. راهبردهايي جهت بررسي و تسلط بر دانش
2. راهبردهايي جهت تحريك تفكر
3. راهبردهايي جهت ياددهي ماوراي حقايق و جزئيات
در يادگيري با معنا معلم در دانشآموزان باورهاي مثبت به وجود مياورد و همواره تلاش ميكند كه دانشآموزان را با موضوع و مطلب درگير كند.
شيوههاي نوين ياددهي و يادگيري در جغرافيا
تدريس در جغرافيا تفاوت اساسي كه با ساير رشتهها دارد، اين است كه چون ديد و تفكر سيستماتيك با آن همراه است همواره با پيامد آموزش مهارتهايي همراه است و اين عامل بزرگي است كه جغرافيا را در ميان ساير رشتهها ممتاز ميگرداند. همين طور روشهاي آموزش مفاهيم در جغرافيا نيز تا حدودي منحصر به فرد ميباشند. در اينجا براي جلوگيري از اطالهي كلام به طور اجمالي به برخي از آنها پرداخته ميشود.
1. روش مطالعهي ميداني (Field Study)
اين روش كه گاهي از آن به بازديد علمي تعبير ميگردد در فرآيند ياددهي- يادگيري نقش بسزايي دارد. چون مصداق مثل معروف است كه ميگويند شنيدن كي بود مانند ديدن. تجربه ثابت كرده است كه يادگيري مجسم عميق بوده و در حافظه بلندمدت ذخيره ميگردد. بجاي تدريس ميداني، روش سخنراني در پيش گرفته شود چندان حاصلي نخواهد داشت. ولي آنچه كه مهم است موانعي است كه در اين روش دست و پاي معلم را ميبندد و مانع از استفاده از آن ميگردد. اين موانع برخي به فراهم كردن امكانات آن مربوط ميگردد و برخي ديگري به اينكه چه موضوعي را و در كجا انتخاب كنيم تا تدريس كامل گردد. هميشه ميگوييم زمين آزمايشگاه جغرافيا است و آموزش جغرافيا بايد همواره با مطالعه مستقيم همراه باشد ولي بنا به دلايلي كه مطرح شد اكثر مواقع تدريس با چنين روشي امكان پذير نخواهد بود.
2. روش تدريس مبتني بر IT
در حال حاضر به دليل گسترش همه جانبهي رايانه در ادارات، منازل و مدارس و از سوي ديگرتاكيد سازمان ملل مبني بر تسلط بر رايانه و آموزش بينالمللي آن در سراسر جهان، سبب شده است كه اكثريت مدارس كشورمان به سايتهاي كامپيوتري مجهز شوند. توليد نرمافزارهاي آموزشي متنوع هم مزيد بر اين علت ميتواند باشد كه همكاران شاغل در رشته جغرافيا تدريس خود را در اين مكانها (سايتها) انجام دهند. كه پيامد آن يادگيري موثر و عميقي خواهد بود. خصوصاً در مقطع پيشدانشگاهي بخشهايي از كتاب به اين منظور اختصاص داده شده است. ولي آنچه كه مهم است اين است كه همكاران جغرافيا تا چه حد به رايانه مسلطند و به نرمافزارها دسترسي دارند يا نه؟ به طور كلي استفاده از اين روش نوين و به روز به همكاران توصيه ميگردد.
3. روش بارش مغزي يا بيان افكار و ايدههاي آني (Brain Storming)
در اين روش تدريس معمولاً يك عنوان با سرفصل، مثل آلودگي ابها يا بيابانها از سوي معلم به دانشآموزان كلاس ارائه ميشود و دانشآموزان با آزادي تمام، كليه كلماتي را كه در مورد آن سرفصل به ذهنشان ميرسد فوراً بيان ميكنند. بنابراين دانشآموز به طور ناخودآگاه و فوري از يافتهها و دانستههاي قبلي (ساخت شناختي كه اشاره گرديد) خود استفاده ميكند و آن ها را به كلاس ارائه ميدهد و به تدريج دانشآ مجموعة كلمات يا جملاتي را بيان ميكنند كه تمامي آنها در كنار يكديگر ميتواند بخش عمدهاي از مطالب مرتبط با سرفصل مربوطه را ارائه دهد. اين روش،، عاملي است تا به دانستههاي دانشآموزان از يك مطلب پي برد، متن كتاب درسي را فضاي بيشتري بخشيد و دريافت دانشآموزان را از يك موضوع، ارزشيابي كرده و بالاخره دانشآموزان را تشويق نمود تا در يك فضاي دوستانه به مبادله و ارائه دانشها و دانستههاي خود بپردازند.
مقررات روش بيان افكار و ايدههاي آني
1. معلم بايد مطالبي را كه دانشآموزان بيان ميكنند با سرعت بر روي تخته سياه بنويسد و بعد در مورد آنها به روشني به بحث و بررسي بپردازد.
2. دانشآموزان بايد هر مطلبي را كه به ذهنشان ميرسد، فوراً بيان كنند.
3. دانشآموزان سعي ميكنند مطالب يكديگر را تكميل كنند.
4. اگر دانشآموزان نميتوانند مطالبي را بيان كنند، يك دقيقه صبر كرده و با شنيدن مطالب ديگران به بيان نظريات خويش بپردازند.
5. هيچ دانشآموزي حق ندارد، نظريات ديگران را مورد نقد يا قضاوت قرار داده يا مسخره كند.
مرحله جمعبندي مطالب:
بعد از جمعاوري ايدهها و افكار دانشآموزان، معلم آنها را پردازش نموده مطالب غيرضروري را حدف نمايد (البته با ذكر علّت) بعد مطالب را طبقهبندي نموده و به نتيجهگيري رهنمون گردد.
ارزشيابي در اين روش
بهتر است ارزشيابي در اين روش را به اين صورت اختصاص دهد كه هنگام ارائه كلمات از سوي دانشآموزان در جريان دستهبندي، نتيجهگيري در تصميم به كساني كه بهتر مطالب را درك كردهاند و از يافتههاي درسي و مطالعاتي گذشته خود به نحو صحيح و مناسبي استفاده كردهاند با نمرههاي عددي يا حروفي از ديگران متمايز سازد. (شايان و همكاران، 1377، ص 17 و 18)
ساير روشهاي ياددهي – يادگيري كه مخصوص رشته جغرافيا ميباشد عبارتند از:
- روش شبكهي بازيابي (Retrieval Nets)
- روش به كارگيري نقشههاي طرحي (گنگ) (Out line maps)
نتيجهگيري
آموزش يا درس دادن و به تعبيري بهتر ياد دادن و ياد گرفتن امري است كه همهي انسانها به نحوي با آن درگيري داشتهاند، دارند و همچنان خواهند داشت. (ز گهواره تا گور دانش بجوي) ولي چه كسي و با چه روشي به ياد دادن بپردازد آن مهم است. «موثر بودن هر مدل تدريس به ميزان اشتغال فراگيران با فرصتهاي يادگيري بستگي دارد. تداوم هر روزه يك مدل تدريس يكسان غالباً موجب خستگي فراگيران ميشود.. انگيزش فراگيران همواره مورد بحث بوده است ولي امروزه اين بحث به خاطر رقابتي كه در مورد جلب توجه فراگيران به وسيله انقلاب ارتباطاتدر 30 سال گذشته انجام شده سريعتر است». (جي، گاني سيلور و همكاران، ص 433)
«تدريس وقتي پويا و خلاق ميگردد كه موجب تعهد يادگيرنده به امر يادگيري شود» (خورشيدي و همكاران، 1379، ص 129) و اين امر تحقق نميپذيرد مگر با انتخاب يك مدل يا روش تدريس مناسب. در كتاب پيش دانشگاهي و در درس اول اهداف اساسي علم جغرافيا مطرح شده است كه يكي از آنها آموزش مفاهيم بينالمللي است. در اين مورد انتخاب موضوع و مطابقت دادن آن با اين هدف بسيار مهم براي معلم يك رسالت خطير خواهد بود كه با چه روشي اين مهارت يا مهارتهاي ديگر را به فراگيران بياموزد.